به گزارش خبرنگار میراثآریا، حسین عسگری، پژوهشگر تاریخ محلی و البرزپژوه، در تشریح جایگاه تاریخ شفاهی در تاریخنگاری محلی اظهار کرد: اعتبار تاریخ شفاهی همواره از موضوعات مورد بحث میان پژوهشگران بوده است؛ برخی آن را منبعی معتبر برای شناخت رویدادهای تاریخی میدانند و برخی دیگر درباره اعتبار دادههای حاصل از آن تردید دارند. ازاینرو، داوری درباره اعتبار تاریخ شفاهی باید بر پایه روش گردآوری اطلاعات، شیوه ارزیابی روایتها و نسبت آنها با سایر منابع تاریخی انجام شود.
تاریخ شفاهی؛ روشی برای ثبت تجربههای تاریخی
عسگری با اشاره به پیشینه تاریخ شفاهی در جهان و ایران افزود: در سال ۱۹۴۸ میلادی، یکی از استادان دانشگاه کلمبیا با استفاده از دستگاه ضبط صوت، خاطرات شماری از چهرههای سیاسی را ثبت کرد؛ اقدامی که از آن بهعنوان یکی از آغازگاههای تاریخ شفاهی نوین یاد میشود. در ایران نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این شیوه بهویژه در حوزه تاریخ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس مورد توجه قرار گرفت و زمینه ثبت و تدوین خاطرات و تجربههای افراد مرتبط با این رویدادها فراهم شد.
این پژوهشگر تاریخ، تاریخ شفاهی را روشی برای ثبت و ضبط دانستههای تاریخی افراد از طریق مصاحبه و با استفاده از ابزارهای صوتی و تصویری دانست و گفت: این اطلاعات از تجربههای شخصی، خاطرات، مشاهدات و برداشت افراد از رویدادهای تاریخی به دست میآیند و میتوانند به ثبت تجربههایی کمک کنند که در اسناد رسمی بازتاب نیافتهاند.
او با تأکید بر ضرورت کاربرد دقیق اصطلاح تاریخ شفاهی تصریح کرد: نمیتوان هر روایت تاریخی درباره گذشته را تاریخ شفاهی نامید. برای مثال، گاهی در برخی رسانههای استان البرز از «تاریخ شفاهی ملا نعیما»، کتابدار روزگار شاه سلطان حسین صفوی در اصفهان، سخن گفته میشود؛ درحالیکه این کاربرد با تعریف متعارف تاریخ شفاهی نوین سازگار نیست. باید میان ثبت روشمند تجربهها و خاطرات افراد درباره رویدادهای تاریخ معاصر و روایتهای تاریخی مربوط به دورههای دورتر تمایز قائل شد.
هر مصاحبهای تاریخ شفاهی نیست
نویسنده کتاب «دشتی به وسعت تاریخ» با بیان اینکه مصاحبه مهمترین ابزار تاریخ شفاهی است، اظهار کرد: مصاحبه امکان ثبت مشاهدات مستقیم افراد و همچنین اطلاعاتی را فراهم میکند که آنان از دیگران درباره یک رویداد شنیدهاند؛ بااینحال، این دو دسته اطلاعات از نظر اعتبار یکسان نیستند. روایت مستقیم یک فرد از آنچه شخصاً مشاهده کرده است، با نقل شنیدههای او تفاوت دارد و پژوهشگر باید هنگام ثبت و تحلیل اطلاعات، این تمایز را در نظر بگیرد.
عسگری تأکید کرد: صرف ضبط گفتوگو با یک فرد و ثبت خاطرات او، به معنای انجام پژوهش تاریخ شفاهی نیست. این شیوه به آمادگی قبلی، شناخت منابع، طراحی پرسشهای هدفمند و تسلط مصاحبهگر بر موضوع نیاز دارد. مصاحبهگر باید با آگاهی از اسناد و منابع تاریخی، پرسشهایی مطرح کند که به روشن شدن ابعاد کمتر شناختهشده رویدادها بینجامد. همچنین، مصاحبهشونده باید از آگاهی و صلاحیت لازم برای ارائه اطلاعات درباره موضوع برخوردار باشد.
او افزود: مصاحبه در تاریخ شفاهی به مهارت و شناخت تاریخی نیاز دارد؛ زیرا مصاحبهگر باید با طرح پرسشهای دقیق، جزئیاتی را آشکار کند که ممکن است در روایت اولیه فرد بیان نشوند. ازاینرو، نمیتوان تاریخ شفاهی را به خاطرهگویی ساده تقلیل داد و باید اصول و فنون مشخص این روش پژوهشی را در گردآوری و تحلیل اطلاعات رعایت کرد.
تاریخ شفاهی در خدمت تکمیل اسناد تاریخی
این البرزپژوه با اشاره به تجربه خود در بررسی تاریخ محلی استان البرز گفت: در پژوهشهای مربوط به تاریخ این استان، گاهی با رویدادهایی مواجه میشویم که در منابع مکتوب و اسناد تاریخی ثبت شدهاند و گاهی نیز هیچ ردپای مشخصی از آنها در منابع موجود وجود ندارد. برخورد پژوهشگر با این دو وضعیت باید متفاوت باشد؛ زیرا نوع منابع در دسترس، شیوه ارزیابی اطلاعات و میزان اتکاپذیری روایتها را تحت تأثیر قرار میدهد.
نویسنده کتاب «بیداری دشت کهن» ادامه داد: در مواردی که از یک رویداد در اسناد و منابع مکتوب اثری وجود ندارد، روایتهای شفاهی بومیان و ساکنان منطقه ممکن است تنها اطلاعات موجود درباره آن موضوع باشند. در چنین شرایطی، تاریخ شفاهی اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ اما این اهمیت به معنای پذیرش بیچونوچرای روایتها نیست.
اطلاعات حاصل از مصاحبه باید بررسی، مقایسه و راستیآزمایی شوند تا در صورت احراز اعتبار، بتوان از آنها در تدوین کتابها و مقالات تاریخی بهره گرفت.عسگری با تأکید بر نقش مکمل تاریخ شفاهی و اسناد تاریخی بیان کرد: هنگامی که رویدادی در منابع مکتوب ثبت شده است، تاریخ شفاهی میتواند به تکمیل و گسترش شناخت حاصل از این منابع کمک کند. اسناد ممکن است تصویری کلی از یک رویداد ارائه دهند، اما مصاحبههای روشمند میتوانند جزئیات، تجربههای افراد و ابعاد کمتر شناختهشده آن را روشن کنند. در چنین شرایطی، تاریخ شفاهی جایگزین اسناد نمیشود، بلکه زمینه فهم دقیقتر آنها را فراهم میکند.
او با اشاره به کتاب «بیداری دشت کهن» درباره تاریخ انقلاب اسلامی در غرب البرز گفت: در تدوین این اثر، اسناد تاریخی مبنای پژوهش قرار گرفت و با استفاده از تاریخ شفاهی و مصاحبههای روشمند، جزئیات رویدادها بررسی و روشن شد. این تجربه نشان میدهد که تلفیق منابع مکتوب با روایتهای شفاهی، در صورت رعایت اصول پژوهش، میتواند به بازسازی دقیقتر رویدادهای تاریخی کمک کند.
ضرورت راستیآزمایی روایتها و پرهیز از سوگیری
این پژوهشگر تاریخ، احتمال خطا و سوگیری در روایت افراد را از چالشهای اساسی تاریخ شفاهی دانست و افزود: مصاحبهشونده ممکن است به دلایل مختلف، بخشی از واقعیت را بیان نکند یا رویدادها را متناسب با برداشت و شرایط کنونی خود بازگو کند. ترس از پیامدهای بیان برخی مسائل، ملاحظات شخصی، فراموشی، بیعلاقگی به موضوع و جانبداری از افراد یا جریانهای خاص، از جمله عواملی هستند که میتوانند بر روایت تأثیر بگذارند.
به گفته عسگری، پژوهشگر باید این محدودیتها را در نظر بگیرد و دادههای حاصل از مصاحبه را پیش از استفاده بهعنوان اطلاعات تاریخی قابل استناد، بهدقت ارزیابی کند.
او در پایان با تأکید بر اهمیت تاریخ شفاهی در تاریخنگاری محلی خاطرنشان کرد: تاریخهای رسمی و مکتوب در بسیاری از موارد بیشتر بر حکومتها، حاکمان و تصمیمهای رسمی تمرکز دارند؛ درحالیکه تاریخ شفاهی فرصتی برای ثبت تجربهها و نقش مردم عادی در تحولات تاریخی فراهم میکند. مردم و ساکنان محلی در متن جامعه زندگی کردهاند و خود بخشی از تجربه و تحولات تاریخی بودهاند؛ ازاینرو، ثبت و بررسی روایتهای آنان در کنار اسناد و منابع مکتوب میتواند به شناخت جامعتر تاریخ محلی و بازخوانی بخشهای کمتر شناختهشده گذشته کمک کند.
انتهای پیام/
نظر شما